اخیراً دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با اظهاراتی جنجالی در مورد پایگاه هوایی بگرام افغانستان، بحثهای تازهای را در مورد احتمال بازگشت نظامی آمریکا به این کشور برانگیخته است. او در جریان یک سفر رسمی به بریتانیا در سپتامبر ۲۰۲۵، آشکارا اعلام کرد که دولت او در حال «تلاش» برای بازپسگیری این پایگاه است و حتی مدعی شد که در حال مذاکره با طالبان برای این منظور است. ترامپ با تأکید بر موقعیت راهبردی بگرام و نزدیکی آن به چین، این پایگاه را برای منافع آمریکا حیاتی دانسته و با لحنی تهدیدآمیز هشدار داده است که اگر طالبان بگرام را واگذار نکنند، «اتفاقات بدی» برای افغانستان رخ خواهد داد. این اظهارات که پس از خروج شتابزده نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ و سقوط پایگاه به دست طالبان مطرح میشود، واکنشهای قاطعانه کابل و نگرانی قدرتهای منطقهای را به همراه داشته است.
پایگاه هوایی بگرام، واقع در ولایت پروان افغانستان، بیش از یک پایگاه نظامی صرف است؛ این مکان نمادی از قدرتهای جهانی، جنگهای طولانی و رقابتهای ژئوپلیتیک در قلب آسیا به شمار میرود. از زمان ساخت آن توسط شوروی تا تبدیل شدن به بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در افغانستان، بگرام همواره نقشی حیاتی در تحولات منطقه ایفا کرده است.
۱. پیشینه تاریخی و ساخت پایگاه
- ساخت توسط شوروی: پایگاه هوایی بگرام در دهه ۱۹۵۰ میلادی و در اوج جنگ سرد توسط اتحاد جماهیر شوروی ساخته شد. هدف شوروی از این پروژه، افزایش نفوذ خود در افغانستان و قرار دادن این کشور در شمار متحدانش بود. یکی از نمادهای تاریخی این پایگاه، "برج روسی" است که در سال ۱۹۷۶ ساخته شد و آمریکاییها پس از ورود در سال ۲۰۰۱، از آن استفاده و سپس آن را بازسازی کردند.
- پایگاه اصلی نیروهای شوروی: پس از تهاجم نظامی شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹، بگرام به مدت ۱۰ سال به عنوان پایگاه اصلی و مرکز لجستیک هوایی نیروهای شوروی عمل میکرد.
- دوران جنگ داخلی: پس از خروج شوروی در سال ۱۹۸۹ و در طول جنگهای داخلی، این پایگاه نقش چندانی نداشت و بیشتر به انباری برای تجهیزات نظامی تخریبشده تبدیل شده بود.
۲. دوره حضور آمریکا و ناتو (۲۰۰۱-۲۰۲۱)
- مرکز فرماندهی عملیات: پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و ورود آمریکا به افغانستان، بگرام به بزرگترین و مهمترین پایگاه نظامی آمریکا و ناتو تبدیل شد. این پایگاه که ظرفیت میزبانی همزمان ۱۰۰ هزار سرباز را داشت، قلب تپنده عملیات نظامی، اطلاعاتی و لجستیکی در سراسر افغانستان بود.
- توسعه و تجهیزات: آمریکا صدها میلیون دلار برای توسعه و تجهیز بگرام هزینه کرد. این پایگاه شامل دو باند پرواز بتنی بلند، آشیانههای بزرگ، برج کنترل، بیمارستان مجهز، زندان، سیستمهای آب و برق و تاسیسات پشتیبانی متعدد بود.
- زندان بگرام و مسائل حقوق بشری: این پایگاه میزبان یک زندان بزرگ بود که به دلیل سوءاستفاده و شکنجه بازداشتشدگان افغان توسط نیروهای آمریکایی بدنام شد. دیدهبان جهانی حقوق بشر نیز از زندانی بودن بیش از ۲۰۰ نوجوان زیر ۱۸ سال در این زندان ابراز نگرانی کرده و تأیید کرده بود که این کودکان توسط نیروهای آمریکایی بازداشت شدهاند.
- خروج شتابزده: در ۱ ژوئیه ۲۰۲۱، نیروهای آمریکایی به دستور دولت بایدن شبانه و بهطور ناگهانی بگرام را تخلیه کردند. این اقدام نمادی از پایان "جنگ بیپایان" واشنگتن تلقی شد. پایگاه ابتدا به کنترل ارتش دولت پیشین افغانستان درآمد اما در اوت همان سال به دست طالبان افتاد.
۳. اهمیت استراتژیک بگرام برای آمریکا
اخیراً دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تمایل شدید خود را برای بازپسگیری این پایگاه اعلام کرده است. دلایل این اهمیت عبارتند از:
- موقعیت ژئوپلیتیک و نظارت بر چین: بگرام به دلیل نزدیکی به چین (حدود ۸۰۰ کیلومتر) از اهمیت راهبردی بالایی برای آمریکا برخوردار است. ترامپ مدعی شده که این پایگاه تنها "یک ساعت با جایی که چین سلاحهای هستهای خود را میسازد" فاصله دارد. بازپسگیری آن میتواند به آمریکا یک پایگاه پیشرو برای نظارت بر فعالیتهای نظامی چین بدهد.
- مقابله با تروریسم و جمعآوری اطلاعات: واشنگتن ممکن است به دنبال استفاده از بگرام برای جمعآوری اطلاعات و نظارت بر فعالیتهای گروههایی مانند طالبان و داعش خراسان باشد.
- اهرم فشار بر طالبان و نفوذ منطقهای: بازگشت به بگرام میتواند به آمریکا در مذاکرات با طالبان امتیاز بدهد و به عنوان ابزاری برای فشار بر این گروه جهت رعایت تعهدات بینالمللی عمل کند. همچنین، این حضور میتواند نفوذ واشنگتن را در منطقهای که اکنون تحت سلطه چین و روسیه است، تقویت کند.
- دسترسی به منابع معدنی: برخی تحلیلها نشان میدهد که تیم ترامپ بگرام را دروازهای برای دسترسی به ذخایر عظیم و دستنخورده معدنی افغانستان، از جمله عناصر خاکی کمیاب، میبیند.
۴. موضع طالبان و چالشهای بازگشت آمریکا
- مخالفت قاطع طالبان: طالبان به شدت با بازگشت هرگونه نیروی خارجی مخالف است و درخواست ترامپ را رد کرده است. مقامات طالبان تأکید کردهاند که "واگذاری حتی یک وجب از خاک افغانستان غیرممکن است" و این موضوع را با استقلال و تمامیت ارضی کشور مرتبط میدانند. آنها به توافق دوحه اشاره میکنند که آمریکا را متعهد به عدم تهدید علیه تمامیت ارضی افغانستان کرده است.
- چالشهای نظامی و لجستیکی: بازپسگیری و تأمین امنیت پایگاه به یک مأموریت بزرگ با حضور دهها هزار سرباز و هزینههای سنگین لجستیکی نیاز دارد. افغانستان کشوری محصور در خشکی است و تأمین امنیت پایگاه در چنین شرایطی آن را به یک "جزیره منزوی" تبدیل میکند.
- از بین رفتن مشروعیت طالبان: واگذاری بگرام، روایت اصلی طالبان را که بر پایه مبارزه با "اشغالگران خارجی" بنا شده، از بین میبرد و خطر فروپاشی درونی این گروه را به همراه دارد.
۵. واکنش بازیگران منطقهای و بینالمللی
بازگشت احتمالی آمریکا به بگرام واکنشهای متفاوتی را در منطقه به دنبال خواهد داشت:
- چین: پکن به شدت با حضور نظامی آمریکا در نزدیکی مرزهای خود مخالف است و هشدار داده که چنین اقدامی به "پایان روابط پکن با طالبان" منجر خواهد شد. چین بر احترام به حاکمیت افغانستان تأکید کرده و افزایش تنش در منطقه را مغایر با خواست ملتها دانسته است.
- روسیه: روسیه حضور آمریکا را تهدیدی برای نفوذ خود در آسیای مرکزی میداند و احتمالاً با فشار دیپلماتیک یا حمایت از طالبان به آن واکنش نشان خواهد داد.
- ایران: ایران منافع متناقضی دارد؛ از یک سو حضور نظامی آمریکا در همسایگی خود را یک تهدید میداند و از سوی دیگر ممکن است به دنبال تضمین امنیت اقلیتهای شیعه در افغانستان باشد.
- پاکستان: به عنوان یک بازیگر کلیدی، بازگشت آمریکا میتواند روابط پاکستان با طالبان را تحت فشار قرار دهد و این کشور تلاش خواهد کرد جایگاه استراتژیک خود را حفظ کند.
- متحدان آمریکا: این بار برخلاف گذشته، متحدان آمریکا به دلیل هزینههای بالا و تجربیات تلخ جنگهای افغانستان و عراق، احتمالاً از این اقدام حمایت نخواهند کرد.
در جمعبندی میتوان گفت که اظهارات ترامپ بیشتر نشاندهنده تمایل آمریکا برای ایجاد اهرم فشار و فرصت اطلاعاتی است تا بازگشت کامل نظامی. در شرایط فعلی، طالبان قدرت تصمیمگیری مستقل در این زمینه را ندارد و هرگونه توافقی تحت فشار شدید منطقهای و بینالمللی خواهد بود. بازگشت آمریکا میتواند رقابتهای منطقهای را تشدید کند، اما احتمال وقوع یک بحران جهانی مشابه گذشته کمتر به نظر میرسد.
